خرید بک لینک
نمیخام

جدای از سلامتی

واقعن از این وضعیت راضی نیستم

من این موقعبتو نمیخام

کاش میشد بذارم و برم

نمیدونم اشتباه از کجا شروع شد

ولی نمیخام

واقعن نمیخام

من خودمو لایق این وضع نمیدونم

خدایا دستمو بگیر...

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

شبای اولی که اومده بودم

خیلی غریب بودن

هم حس ترس داشت

هم یه حس خوشایند اینکه یه صفحه ی جدید باز شده فک کنم بشه گفت حس رهایی

بازم دلم میخاد از اون حسا تجربه کنم

زندگی یکنواخت شده و من ههیچ حسی به هیچی ندارم...

بازم شکر...

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

به شدت استرس دارم و پرخاشگرم تمرکزم صفره یه سفری هست که باید برم امروزو فردا میکنم چون کار اداریه و من اصن راحت نیسم با عادمایی که قرار باهاشون سرو کله بزنم از طرفی حالم خوب نیست فکر میکنم احتیاج دارم

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

اینم بگم و برم از دست این اضطراب بعنتی پناه ببرم به رخت خوابم!بعید میدونم ولی خابم بره...

بعد از گذشت و تکرار چندیدن باره یک اتفاق

برای بار هزارم بهت میگم

خدا مهربونه

ولی قرار نیست معجزه کنه

باید به خودت ایمان داشته باشی

تو باید بسازیش

خداهم کمکت کنه

نذار این دفعه نقصی باشه

مثه احمقا نباش

اون احمق درونتو شکستش بده

خدا بزرگه...

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

حرفی ندارم

چیز خاصی ندارم که بنویسم

البته هست ولی حوصله نوشتن ندارم

فقط اومدم یه چیزی بگم برم

همینطوری الکی

احتمالن چون قلم کاغذ پیشم نیست اینجارو خط خطی کرد،

همیشه تو چرک نویسام ازین الکیا مینویسم

همین دیگه

خدایا شکرت

به امید تو

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

خیلی خیلی خیلی زیاد دلم گرفته دلم میخاد برم بیرون تا میتونم بدوم ولی نمیشه هوا سرده منم که حال ندارم من هیچ وقت تو زندگیم ورزش نکردم تو مدرسه هم الکی به بهانه المپیاد و درس و کوفت و زهرمار درمیرفتم کو

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 7:09

صفحه بندی